6. «چند روزي از انتخابات گذشته بود. مهندس را انديشناک ديدم. پرسيدم، گفت: “هرگاه حقيقت غير آن باشد که مي دانيم، فورا به مردم اعلام خواهم کرد و باکي از آبروي خود ندارم.»
اولا جناب مهندس در بيانيه هفدهم به حقيقت صحت انتخابات و دروغ تقلب اعتراف کرد؛ ولي چرا اينقدر دير و آن هم با طلبکاري؟
«مي گفت: “اگر به راهپيمايي مي رفتم براي آن بود که در کنار مردمي باشم که تقاضايي جز مطالبه ي مسالمت آميز حق خود ندارند. بيم دارم که بر آنان بسيار سخت بگيرند. نمي توانم اينجا بنشينم و آنان را تنها رها کنم.»
اگر ايشان در پي حق مردم بود چرا در بيانيه هفدهم از آن کوتاه آمد؟ ضمنا بهتر است درمورد واژه «مطالبه مسالمتآميز» کمي توضيح دهند.
7. اين پاراگراف خيلي بيشرمي است. ايشان خرابکاريهاي خودشان را به پاي طرف مقابل مينويسد. البته درمورد بيتدبيري طرف مقابل بايد بيشتر بحث شود.