8. «شانس بزرگ انقلاب و نظام ماست که رهبران منتفدانش شخصيت هايي چون موسوي و خاتمي و کروبي اند.»
شانس شخصيت هايي چون موسوي و خاتمي و کروبي نيز اين است که منتقد نظام ما هستند. مگر نه بدا به حالشان.
9. «با آنکه بسياري از اعتراضات خودجوش بود، همواره همگان را به پرهيز از خشونت و مراقبت از افتادن در دام آشوب دعوت کردند و…»
کدام خودجوش؟ اگر موسوي و بيبيسي و صدار آمريکا تحريک نميکرد چه کسي به خيابانها ميآمد؟ ضمنا خيلي دوست دارم بدانم ايشان در کدام بيانيه خشونتطلبان را نفي کردند.
10. هر آنچه که در داخل و خارج از سوي هر کس و با هر انگيزه اي بيان مي شود، به ناحق منتسب به ايشان مي کنند و سپس مي خواهند مهندس در برابر هر يک موضع بگيرد با آنکه مي دانند نسبتي با مهندس ندارد.
حق اين است که از ايشان انتظار موضعگيري داشته باشند. چطور در مقابل کشتههاي مبهم و جعلي موضع ميگيرند و به ختم زندگان ميروند ولي در مقابل جريانهاي انحرافي مدعي حمايت از ايشان سکوت ميکنند؟ آقاي مخبلباف خودش را سخنگوي جنبش معرفي کرده است. ايشان مخالف است؟ چرا انکار نميکند؟ حمايت سران ايالات متحده و اسرائيل و گروهکها و رقاصهها و… نيز از همين قسم است. اگر مهنس با آنان نسبتي ندارد چرا اين ادعاي آنان را انکار نميکند؟ ايشان حتي درمورد حوادث روز عاشورا هم موضع محکمي نگرفت.