• وبلاگ : بسم الله الرحمن الرحيم
  • يادداشت : از نگاه يكي از نزديكان
  • نظرات : 0 خصوصي ، 25 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + مجتبي كرباسچي 
    سلام
    جناب عامري

    به اين جمله خود دقت کنيد: «بنده اين مطلب رو نخوندم و نمي خوانم و همان خبر ويژه كيهان در جواب فاتح كافي است.»

    بهتر است کمي درباره روشهاي رسيدن به حقيقت يک موضوع و متدولوژيهاي آن صحبت کنيم.

    اگر شما اين متن را نخوانده‌ايد چگونه به اين نتيجه رسيده‌ايد که جواب کيهان کافي است؟ شايد آقاي فاتح در اين متن توبه کرده باشد؟ شايد فحش داده باشد. شايد تمرين خط کرده است. اميدوارم روزي که بر مسند افتا مي‌نشينيد نگوييد «بنده اين استفتا رو نخوندم و نمي خوانم و همان فتواي مجتهد قبلي در جواب استفتا کننده كافي است.»

    اصلا اگر قرار است بدون مطالعه پاسخ يکديگر را بدهيم چرا به وبلاگ مي‌آييم؟

    من هم با نظرات آقاي فاتح مخالف هستم (که نوشتم) و پيشنهاد مي‌کنم دوستان مخالف و موافق نظرشان را بنويسند. اما به نظر شما با اين روش جديد «نخواندن و محکوم کردن» چه بايد کرد؟ در اين صورت ما چه فرقي با دوستان سبز داريم که بدون اطمينان از تقلب، به خيابانها ريختند. آنها هم مي‌توانستند بگويند «بنده اين مطالب مربوط به تقلب را نخوندم و نمي خوانم و همان ادعاهاي موسوي كافي است.»

    نکته ديگر، شخصي شدن مباحث است. آقاي خاندوزي مقاله فاتح را ذکر کرده و بايد درمواردي که با آن موافق است بحث کند (که تا حدي هم بحث کرده است). من با جدي شدن و تا حدي تند شدن بحث مخالف نيستم؛ اما طرف مقابل را به موضعگيري شخصي نکشانيد. در اين صورت خودمان هم ضرر مي‌کنيم. چون او مجبور به دفاع از خودش مي‌شود و از نقد واقعي طرف مقابل محروم مي‌شويم.