• وبلاگ : بسم الله الرحمن الرحيم
  • يادداشت : از نگاه يكي از نزديكان
  • نظرات : 0 خصوصي ، 25 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     <      1   2      
     
    + مجتبي كرباسچي 

    8. «شانس بزرگ انقلاب و نظام ماست که رهبران منتفدانش شخصيت هايي چون موسوي و خاتمي و کروبي اند.»

    شانس شخصيت هايي چون موسوي و خاتمي و کروبي نيز اين است که منتقد نظام ما هستند. مگر نه بدا به حالشان.

    9. «با آنکه بسياري از اعتراضات خودجوش بود، همواره همگان را به پرهيز از خشونت و مراقبت از افتادن در دام آشوب دعوت کردند و…»

    کدام خودجوش؟ اگر موسوي و بي‌بي‌سي و صدار آمريکا تحريک نمي‌کرد چه کسي به خيابانها مي‌آمد؟ ضمنا خيلي دوست دارم بدانم ايشان در کدام بيانيه خشونت‌طلبان را نفي کردند.

    10. هر آنچه که در داخل و خارج از سوي هر کس و با هر انگيزه اي بيان مي شود، به ناحق منتسب به ايشان مي کنند و سپس مي خواهند مهندس در برابر هر يک موضع بگيرد با آنکه مي دانند نسبتي با مهندس ندارد.

    حق اين است که از ايشان انتظار موضع‌گيري داشته باشند. چطور در مقابل کشته‌هاي مبهم و جعلي موضع مي‌گيرند و به ختم زندگان مي‌روند ولي در مقابل جريانهاي انحرافي مدعي حمايت از ايشان سکوت مي‌کنند؟ آقاي مخبلباف خودش را سخنگوي جنبش معرفي کرده است. ايشان مخالف است؟ چرا انکار نمي‌کند؟ حمايت سران ايالات متحده و اسرائيل و گروهکها و رقاصه‌ها و… نيز از همين قسم است. اگر مهنس با آنان نسبتي ندارد چرا اين ادعاي آنان را انکار نمي‌کند؟ ايشان حتي درمورد حوادث روز عاشورا هم موضع محکمي نگرفت.

    + مجتبي كرباسچي 

    11. «به عنوان نمونه ديگر يادم هست که مصاحبه اي ساختگي از رييس ستاد آقاي دکتر بهزاديان منتشر کردند که گفته است ميليارد ها از اين و آن بودجه دريافت کرده، حال آن که کل بودجه ي ستاد به چهار ميليارد تومان نرسيد»

    اين حرف صرفا ادعاست. اميدوارم روزي به وضعيت مالي همه کانديداها رسيدگي شود.

    12. «مهندس از معدود مصاحبه با رسانه هاي غير فارسي زبان خارجي، چند روز به انتخابات مصاحبه ي کوتاهي با تايمز لندن داشتند.… در اين مصاحبه ظاهرا نقل قولي به مهندس نسبت داده شده بود که ايشان گفته، قدرت رهبري پس از انتخابات با ادامه ي حضور مردم در خيابان مهار خواهد شد… چگونه شما باور مي کنيد که مهندس موسوي چنين بگويد»

    خيلي دوست دارم بدانم چرا مهندس اين چيزها را خودش به صورت رسمي تکذيب نمي‌کند.

    ساير پاراگرافها نيز صرفا تعارف هستند.

    + مجتبي كرباسچي 

    6. «چند روزي از انتخابات گذشته بود. مهندس را انديشناک ديدم. پرسيدم، گفت: “هرگاه حقيقت غير آن باشد که مي دانيم، فورا به مردم اعلام خواهم کرد و باکي از آبروي خود ندارم.»

    اولا جناب مهندس در بيانيه هفدهم به حقيقت صحت انتخابات و دروغ تقلب اعتراف کرد؛ ولي چرا اينقدر دير و آن هم با طلبکاري؟

    «مي گفت: “اگر به راهپيمايي مي رفتم براي آن بود که در کنار مردمي باشم که تقاضايي جز مطالبه ي مسالمت آميز حق خود ندارند. بيم دارم که بر آنان بسيار سخت بگيرند. نمي توانم اينجا بنشينم و آنان را تنها رها کنم.»

    اگر ايشان در پي حق مردم بود چرا در بيانيه هفدهم از آن کوتاه آمد؟ ضمنا بهتر است درمورد واژه «مطالبه مسالمت‌آميز» کمي توضيح دهند.

    7. اين پاراگراف خيلي بي‌شرمي است. ايشان خرابکاريهاي خودشان را به پاي طرف مقابل مي‌نويسد. البته درمورد بي‌تدبيري طرف مقابل بايد بيشتر بحث شود.

    + مجتبي كرباسچي 

    5. «به بسياري از مدعيان بايد حق داد که متمسک به شعارهاي اسلامي و انقلابي باشند، چرا که در غير اين صورت متاعي براي عرضه به مردم ندارند؛ نه سابقه اي نه لاحقه اي نه عملکرد افتخار آميزي و نه علم و هنر و حتي ادبي،…»

    اين حرف درست است. اصولگرايان جز انقلاب و شعارهايش چيزي براي عرضه ندارد. و طرف مقابل جز به رخ کشيدن سوابق بعضا ننگينشان حرفي براي گفتن ندارند. به نظر مي‌رسد اين پاراگراف اعترافي است بر انحراف جريان آنها از شعارهاي انقلاب و متمسک شدنشان به سابقه افراد به جاي بررسي وضعيت فعلي.

    «انشاء الله ده سال ديگر روشن خواهد شد که اينان کيستند و که بودند و در مقابل دلسوزان واقعي کشور چه سودايي در دل و سر داشته اند.»

    چرا ده سال ديگر آيا هويت واقعي آنان همين الان مشخص نيست؟ به نظر مي‌رسد ارجاع به ده سال بعد صرفا به دليل فرار از پاسخگويي است.

    + مجتبي كرباسچي 

    سلام

    بندبند اين مقاله قابل خدشه است:

    سه پاراگراف اول صرفا تاريخ و تعارف و تعريف و تمجيد است. جالب است که در پاراگراف سوم علي‌رغم نفي «تملق و دروغ»، از دوستان خود با عنوان «نيک انديشاني … که در همه ي سالهاي پس از انقلاب بي تمايل به ثروت و شهرت در انديشه ي خدمت به دين و ميهن بوده اند... که حلقه ي شرف و صداقت، تقوا و فضيلت و انسانيت و مروت بوده اند. » ياد مي‌کند. اگر اين حرفها تملق نيست و صرفا بازگويي وقايع است، اين احتمال را درمورد طرف مقابل هم بدهيد. البته درمورد عدم رواج نقد در بين اصولگرايان که ممکن است به تملق منجر شود نگراني جدي وجود دارد.

    ساير بندها بر اساس شماره پاراگراف است:

    4. «امروز همگي به قهر قدرت، باران تهمت و گوشه ي زندان را تجربه مي کنند.»:

    مسأله زندان را قوه قضائيه پاسخ مي‌دهد؛ هر بازداشت و زنداني لزوما ظلم نيست. اما سؤال اين است که ايشان لطف کنند و بگويند چه ظلمي به دوستان آقاي موسوي و دوستانشان رفته است و اگر رفته است آن را با ظلم آنان به کشور مقايسه کنند.

    «البته افسوس بزرگتر، ظلمي است که به مردم منتقد کوچه و خيابان و اين عزيزان و شخصيت هايي چون مهندس و خاتمي و سيدحسن و هاشمي و کروبي و صانعي و …مي شود»:

    مي‌توانيد بگوييد چه ظلمي به مردم کوچه و بازار رفته است جز انکار رأيشان توسط موسوي و سلب امنيت آنها. و چرا امثال آقاي فاتح فقط طرفداران خود و اغتشاشگران را مردم مي‌دانند.

    + مجتبي كرباسچي 
    سلام

    جناب عامري
    منظورم همين سنخ مطالب امثال آقاي فاتح است که به نظر من جايشان در گروه است.

    ضمنا پيشنهاد ميکنم دوستان تا وقتي درباره يک پست به اندازه کافي بحث نشده از گذاشتن پست جديد خودداري کنند.

    سلام عليكم

    آقاي كرباسچي احتمالا منظورتوت اين مطلب نيستكه؟

    اين مطلب طولاني است اما تخصصي بودنش به جوراييه!!!

    در ضمن چر ابايد هر ادم فراري و خارج نشين و مورد داري يه حرفي مي پرونه اين وبلاگ به نمايشش بگذاره؟ به نظر من هم اين مطلب بره تو گروه بهتره تا شان وبلاگ حفظ بشه!

    قبلا ها لا اقل ادمهاي گنده تر از اين فاتح رو مطرح ميكرديد.

    لطفا فقط اونجاهاييش كه خالي از لطف نيست بزاريد يا بلد كنيد تا وقتمون تلف نشه

    ممنون

    + خاندوزي 
    اتفاقا بنده معتقدم هر گلي بويي داره. كاركرد ايميل با وبلاگ دوتاست. ما كه هر از گاهي در همين پاتوق چيزي مي‏ذاريم حالا اگه كسي نمي‏ياد پا خودش... رونق ميخانه‏اش با من.
    + مجتبي كرباسچي 
    سلام

    به نظر ميرسد افراد در گروه علاقه خاصي به دنبال کردن مطالب طولاني و تخصصي ندارند.

    پيشنهاد ميشود اين مطالب در وبلاگ باقي بماند.
    + حامد حاجي حيدري 

    سلام به همگي و جناب دكتر خاندوزي

    به علت ملاحظه مواهب گروه، جماعت اين وبلاگ به گروه نقل مكان كرده اند.

    استدعا دارم اين مطلب، و مطالب بعدي را به گروه منتقل فرماييد.

    تشكر

     <      1   2